تبليغاتX
مرد سسسسسسسسسسالاری
سلام دوستای گلم

وبمون باز میشه مجدادا

یعنی مردسسسسسسسسسسسسالاری کارشو ادامه میده

منتظرم باشید

در ضمن به دلیل . . .  لیلا دیگه کارشو ادامه نداد و من تنها ادامه میدم باز .

فعلا بای

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 اسفند1385ساعت 12:47 بعد از ظهر توسط مهدی |

سلام دوستای خوبم . این آخرین پسته .

این وبلاگ دیگه آپ نمیشه .

ولی در این پست آخری امیدوارم همتون خوب و خوش باشید  و  ایام به کامتون باشه .

.

.

.

دلم نمیومد اینارو بنویسم اما ....

امیدوارم خوش باشید .

 

+ نوشته شده در یکشنبه 5 آذر1385ساعت 6:11 بعد از ظهر توسط مهدی |

سلام  دوستای خوبم

یکی  از بچه های آشنا  به نام  غریبه چند تا عکس برام میل کرد و خواست تو وب بزارم .

با اینکه نمیدونیم پسر هستن یا دختر اما به هر حااااااااااااال ازش ممنونم

این عکسا مربوط به کنسرت فرانکفورت میشه .

امیدوارم حال کنید و نظرم بدین .

امیدوارم خوشتون اومده باشه 

درضمن خبربعدی حضورشادمهر در آمریکاست :

                                    

با آرزوی موفقیت برای شادمهر عزیز که محبوبترین خواننده جووووووونای ایرونیه

در ضمن بچه ها عکسای کنسرتای مختلفو که گلچین کردم اینجامیزارم

دیگه ترکوندم  برا شادمهری ها

 

+ نوشته شده در دوشنبه 22 آبان1385ساعت 11:21 قبل از ظهر توسط مهدی |

+ نوشته شده در شنبه 20 آبان1385ساعت 10:45 بعد از ظهر توسط مهدی |

Sallam

Mohem ine   ke alan mikham  beneviisam  .

Az    samimitarin doostam mikham benevisam .

Az  doosty  ke mojtaba  nam dasht .

Mojtaba  1  sall az man kochiktar bood .

Parishab   shenidam   ke  baba  bozorgesh foot shooed .

Khodayysh narahat shoodam .

Chera  shoodam?

Khoob doostame va mishnakhtamesh va midoonestam ke bababozorgesho  vaghan doost dare .  ino shayad az rooze  pedar  fahmidam .

Are  az rooze pedar  ke ba  che vasvasi barash kado kharid .dar halii ke man bara  bababozorgam chizi  nakharidam .

Begzarim .  mojtaba  karayy bara  man  kard  ke shayad hichki baram nakard . hata oon doostayy ke kheili edeaye doosty mikardan .

Oon tooye marahele sakhte zendegi hamishe kenaram bood.

Shayad bara hamin bood ke in post ro  neveshtam .

Shayad englisi neveshtam ta bazi az afrade ba hosele ke vaght mizaran esttefade konan na hame.

Choon doostye oon bara man ke ye doonya arzesh dare.

Shayad ye roozi in post ro neshonesh dadam ta befahme kheili baram arzesh dare ke barash vaght gozashtam .

Har chand midoonam in dar moghabele doostye oon hiche .

Oomidvaram az in marhale sakht khodesh va khonevadash rahat begzaran .

Albate rahat ke nemitoonan choon mahale .

Ama  azyat nashan .

Shoma  ham plz  barashoon doa konin .

Mamnoon

Ya   ali

+ نوشته شده در شنبه 20 آبان1385ساعت 10:23 بعد از ظهر توسط مهدی |

آره آرزو اون روزی که با غرور منو از خودت روندی باعث شدی من ...

...

...

اما میرسه رووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووزی که پشیمون بشی

+ نوشته شده در سه شنبه 16 آبان1385ساعت 11:31 قبل از ظهر توسط مهدی |

 

 گفتی برو گفتم به چشم

این بود کلام آخرین؟

گفتی خداحافظ تو

گفتم همین؟

گفتی  همین

 گریه نکردم پیش اوووووووووووون

با اینکه پرپر میزدم

رفتی و من با خون دل

رفتم و باز نیومدم

بازی عشق تورا جانانه باختم

   مردانه ساختم مثه بازنده خوب

همه ثروت من تحفه درویش

نفسم بود که به تو شاهانه باختم

من مات مات از بازی

شطرنج عشقی آمدم

شاه مهره دل رفته بوود

من لاف بردن میزدم

  من لاف بردن میزدم

قلعه عشق اسب بلور

دروغ معصومانه او

برای پنهان کردن

داغ دل دیوانه او

گفتم ببر هر چی که هست

رقیب جلد چیره دست

گفتی تو مغرووووووری هنوز

با فتح این همه شکست

آره آخرش همینه

کاش زودتر میفهمیدم

 

 هر چند

بیخیاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااال شووووووووووووووووووووووووووووووووووو

 

+ نوشته شده در سه شنبه 16 آبان1385ساعت 11:19 قبل از ظهر توسط مهدی |

سفر به خير

 به كجا چنين شتابان ؟
 گون از نسيم پرسيد
دل من گرفته زينجا
هوس سفر نداري


ز غبار اين بيابان ؟
 همه آرزويم اما


 چه كنم كه بسته پايم
 به كجا چنين شتابان ؟


 به هر آن كجا كه باشد به جز اين سرا سرايم
سفرت به خير !‌ اما تو دوستي خدا را


چو ازين كوير وحشت به سلامتي گذشتي
به شكوفه ها به باران 


 برسان سلام ما را

خدایا اجازه نده تو تنهایی بمیررررررررررررررم و ...

+ نوشته شده در پنجشنبه 11 آبان1385ساعت 0:26 قبل از ظهر توسط مهدی |

 
مدت زماني پيش در يکي از اتاقهاي بيمارستاني دو مرد که هر دو حال وخيمي داشتند بستري بودند.يکي از آنها اجازه داشت
هر روز بعداز ظهر به مدت يک ساعت به منظور تخليه ششهايش از مايعات روي تختخواب کنارتنها پنجره اتاق بنشيند.
اما مرد ديگر اجازه تکان خوردن نداشت و بايد تمام اوقات به حالت دراز کش روي تخت قرار گرفته باشد.
دو مرد براي ساعاتي طولاني با هم حرف مي زدند،از همسرانشان؛خانه وخانواده شان؛شغل و دوران خدمت سربازي و
تعطيلاتشان خاطراتي براي هم نقل مي کردند.
 
هر روز بعد از ظهر مرد کنار پنجره که اجازه داشت يک ساعت بنشيند؛براي مرد ديگر تمام مناظر بيرون را همان طور
 که مي ديد تشريح مي کردو آن مرد هر روز به اميد آن يک ساعت که مي توانست دنياي بيرون و رنگهايش را در فکر
خود تجسم کند به سر مي برد.
پنجره مشرف به يک پارک سرسبز است  با درياچه اي طبيعي که چند قو و اردک در آن شنا مي کنندو بچه ها نيز قايق
هاي اسباب بازي  خود را در آب شناور کرده و بازي ميکنند.چند زوج جوان دست در دست هم از ميان گل هاي زيبا و
رنگارنگ عبور مي کنند .منظره زيباي شهر زير آسمان آبي در دور دست به چشم مي خورد و........
تمام مدتي که مرد کنار پنجره اين مناظر را توصيف مي کرد؛ مرد ديگر با چشمان بسته در ذهن خود آن طبيعت زيبا
را تجسم مي کرد.در يک بعد از ظهر گرم مرد کنار پنجره رژه سربازاني که از پايين پنجره عبور مي کردند را براي
مرد ديگر شرح دادو مرد ديگر با باز سازي آن صحنه ها در ذهن خود؛انگار که واقعاّ آن اتفاقات و مناظر را مي ديد.
 
روزها وهفته ها گذشت.........................
يک روز صبح زماني که پرستار وسايل استحمام را براي آنها به اتاق آورده بود؛ متاسفانه با بدن بي جان مرد کنار پنجره روبرو شد که در کمال آرامش به خواب ابدي فرو رفته بود؛سراسيمه به مسئولان بيمارستان اطلاع داد تا جسد مرد را بيرون ببرند
  پس از مدتي همه چيز به حال عادي بازگشت
 
مردي که روي تخت ديگر بستري بود از پرستار خواهش کرد که جاي او را تغيير داده و به تختخواب کنار پنجره منتقل شود
پرستار که از اين تحول در بيمارش خوشحال بود اين کار را انجام داد؛و از راحتي و آسايش بيمار اطمينان حاصل کرد
مرد به آرامي و تحمل درد و رنج بسيار خودش را کم کم از تخت بالا کشيد تا بتواند از پنجره به بيرون و دنياي واقعي نگاه
کند به آرامي چشمانش را باز کرد ولي روبروي پنجره تنها يک ديوار سيماني بود.
مرد بيمار تعجب زده از پرستار پرسيد: چه بر سر مناظر فوق العاده اي که مرد کنار پنجره براي او توصيف مي کرد آمده است؟....پرستار پاسخ داد: اوچگونه منظره اي را براي تو وصف کرده است در حالي که خودش نابينا بود؟او حتي اين ديوار سيماني را نيز نمي توانسته که ببيند. شايد او تنها مي خواسته  است که تو را به زندگي اميدوار کند.
موهبت عظيمي است که بتوانيم به ديگران شادي ببخشيم عليرغم اين که خودمان در زندگي رنج ها و سختي هاي زيادي را تحمل مي کنيم.در ميان گذاشتن مشکلات زندگي با ديگران شايد کمي از رنج ما بکاهد اما زماني که شادي ها تقسيم شوند.اثري مضاعف را خواهد داشت.
 
+ نوشته شده در پنجشنبه 11 آبان1385ساعت 0:15 قبل از ظهر توسط مهدی |

سلام دوستای خوبم منتظر آپ ما باشین .

گفتم ما  چون یه دوست چتی هم به جمع مسئولین وب ما اضافه شد.

این دوست عزیز  از  اهواز  هستش . منم که از همدانم . اسمشم خانوم  لیلا . ک  هست

متولد ۶۳ هم هستش . درسته اوووون یه خانوووووووووومه .

خودش خواسته که با هم باشیم. منم دیدم دوتایی شاید مطالب بهتر بشه پس قبوووول کردم

پس منتظر آپ دو نفره ما باشین.

فعلا .

+ نوشته شده در جمعه 5 آبان1385ساعت 11:45 بعد از ظهر توسط مهدی |

واژه عشق در دنياي امروز شايد واژه اي باشد كه هر بي سر و پايي به خيال خام خود آن را معني ميكند و يا هر بي سر و پايي ميگويد من عاشقم .

اصلا واژه عشق يعني چه؟

ديدگاههاي زيادي در مورد عشق وجود دارد كه البته ما در اينجا به درستي يا غلطي آنها كاري نداريم.

به طور مثال يه ديدگاه ميگه عشق يعني نهايت دوست داشتن . .

حالا اين يعني چي؟

يعني دوست داشتن خيلي زياد و واقعي را به نام عشق معني ميكند.

يه ديدگاه ديگه ميگه عشق يه واژه ساختگي و به قول معرووووووووووووووف  دهن پر كن است .

دليلي كه ميخواد كارهاي مضخرف انساني را معني كند . كارهايي كه فقط و فقط از روي نيازهاي جنسي به وجود مي آيد و وجود واقعي ندارد و با بر طرف شدن نيازهاي جنسي تمام ميشود .

يه نظريه كه كمي اغراق آميز به نظر مياد ميگه عشق يعني هوووووووووووووووووووس و دليل درستي خود را اينچنين بيان ميكند كه شخص عاشق پيشه  ليلي خود را با شمايل  زيباي خود را  از دست رفته تلقي كند البته از نظر زيبايي هاي  ظاهري . يعني مثلا فرض كند دختر مورد علاقه اش در يه حادثه آتش سووووووووووووووزي تمام زيبايي هاي صورت خود را از دست داده آيا بازهم اونو دوست داره؟

خود اين نظريه جواب ميده كه نه . نه به اين دليل كه دليل عشق آنها هووووووورموني بوده  مسلما  دليل تحريك مرد يا يكي از دلايل تحريك او زيباييهاي زن بووووووده كه حالا با از دست رفتن آنها همه چيز از بين رفته است پس در كل اين نظريه ميگه عشقي وجوووووووووود ندارد .

اما ما به عنوان يه وبلاگ مردسالارانه ساده نميخوايم زياد وارد جزئيات بشيم .

ما ميگيم عشق تنها ميان يه زن و مرد نيست كه ممكن است به وجود بياد  كه البته اين نيز بسيار زيباست 

مثلا شايد چندان رواج نباشد اما شما پدر بزرگ و مادربزرگتان را مجسم كنيد كه با وجووووووووود ساليان متمادي زندگي در كنار هم بازهم مانند روز اول در درجه اول اهميت براي همديگر قرار دارند .

اصلا مگه خود خداوند  وقتي ميگه مزاح زن و شوهر ثواب داره يا ميگه زن و شوهر به عنوان اولين بنياد جمعي در جامعه با همديگر بايد با مهرباني و خلق خووووووووش برخورد كنند گفته كه اين دستورات مختص جوووووووووووووووناس؟

گفته؟

مسلمه كه نگفته . پس  اين كارهاي بزرگتراي ما از نظر وب مردسالاري نه تنها نكوووووووهيده و به قولي لوس نيست  كه بسيار هم زيباست و خداگووووووووووووووونه .

يه شعر زيباست كه سيد ذاكر كه اينجا آرزو ميكني روحش در كنار اربابش امام حسين عليه السلام باشد زمزمه ميكند . اين شعر ميگه :

دلبران را پيش دلبري است          دلبري خود شيوه پيغمبري است

پس يه اظهار عشق به همسر حتي سالخورده بسيار بسيار زيباست .

در اينجا كلا از بحث زن و شوهري خارج ميشويم . آيا عشق به پدر و مادر و برادر و خواهر نميتواند به وجووووووود بيايد؟

ما پدر و مادر  و ... خود را دوووووووست داريم . ممكن است مشكلاتي كوچك  و بزرگ هم داشته باشيم اما در نهايت دوستشان داريم  پس ميتوانيم عاشقانه هم دوستشووووووون داشته باشيم .

خب اين از عشق .

حالا به بررسي ديدگاه وبلاگ خودموووووووون ميپردازيم :

ما ميگيم از نظر وبلاگ مردسالاري عشق به يه نفرررررررررررررررر از جنس مخالف كاملا رد شده است .

ما در پست هاي قبلي هم گفتيم نميخووووووايم تكميل كننده ما يه زن باشه .

ما به عنوان يه مرد ايروني معتقديم  خوووود اينقدر كامليم كه نيازي به يه تكميل كننده به نام زن نداريم

در اينجا ميخوايم يكي دو ضرب المثل در مورد زنان بگيم كه به نوووووووووعي  در بردارنده مطالب اين پست باشه .

  1. فتنه هاي جهان به سه دسته تقسيم ميشووووووووووووند :

 

اول -  آتش

دوم – طوووووووووووووووووووووفان

سوم – زن

 

اين ضرب المثل هم به نوووووووووووووووووووعي بيدار كننده و تكان دهنده است :

جنگهاي جهان بر سر دو چيز بوده و هست :

اوووووووووول -  پول

دوووووووووم  -  زن

 

وقتي وبلاگ مردسالارانه ما در پست اول به شما ميگه زنان مثل آتشند پس دوري كنيد و براتوووووووون عكس آتش انتخاب ميكنيم از رووووووووي باد هوا كه نيست .

يه زندگي شاد -  باحال -  رديف -  توپ  -  آزاد  -  همراه با آرامش و......  تنها  به دو فاكتوووووووووووور نياز دارد :

اول -  به سراغ پول تا اندازه اي رفتن كه سبب دردسر نشه

دوم -  به سراغ زنان نرفتن حداقل تا زماني كه به يه موقعيت خووب رسيدن .

اين حرف ما نيست كه حرف جوانان موفق اروپايي است كه به همه چيز زندگي خود ميرسند .

در ضمن اينم بگيم از نظر وبلاگ ما كه ثابت كرده يه وب پر طرفداره – حداقل از نظر اختلاف نظر نظر دهندكان كه اين ثابت ميكند بازديدكنندگان ما از همه جوور افرادند -  در شرايط فعلي ازدواج برا يه پسر ايرووووووني  كاري كاملا غير عاقلانه است .

الان با وجود دختراني كه در جامعه ميبينيم  ازدووووووواج يه كاربچگانه است .

اينم بگيم يه استثنا داره اونم ازدواج با يه ديد بسيار باز با تحقيق بسيار زياد و به دوووووور از هر گونه  احساسات است .

ما معتقديم يه پسر ايرووووني اگر ميخواد موفق بشه بايد تا  حداقل سن 35 سالگي دور ازدواج يه خط قرمز بكشه. تا اين سن هم بايد به راحتي و با فراغ بال و بدور از هر گووووووووووونه فشار به دنبال تامين زندگي خوووود باشه و به هيچ وجه خوووووووود را اسير يه زن نكند .

از نظر وبلاگ مردسالاري تنها از اين راه ميتوان به موفقيت رسيد .

در اينجا لازمه بگيم استثنا در هم مردان و هم زنان وجوووود داره پس در آخر از تمام زنان فرشته گونه معذرت خواهي كرده و حلاليت ميطلبيم و به تمام مردان ايراني هم ميگيم كه اين وب تنها براي راهنمايي اوناست و تصميم گيرنده اصلي اونا هستن . پس اگر بر پايه حرفاي ما و بدون  تحقيق و بدون در نظر گرفتن شرايط زندگيشون  تصميم بگيرن فقط و فقط به خود لطمه زده و مديون خود ميشوند و ما هيچگووووونه مسوليتي نداريم

پيروووووووووووووووووووووووووووووووز و شاداب و موفق باشين .

يا علي

 

بازم منتظر ما باشید

 

+ نوشته شده در سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 2:45 بعد از ظهر توسط مهدی |

غربت من هر چي كه هست

از با تو بودن بهتره

آخره خط زندگي

اين نفساي آخره

وقتي دارم با هر نفس

از اين زمونه سير ميشم

وقتي با يه زخم زبون

از اين و اون دلگير ميشم

اين آخره راهه ديگه

بايد كه تنها بميرم

تنها تو اوج بي كسي

تو غربت آروم بگيرم

بايد برم بايد برم

بايد كه بي تو بپرم

آخ كه چه سنگين ميزنه

اين نفساي آخرم

سكوووووووووووووت من نشونه رضايتم نيست ميدوني

گلايه هامو ميتوني از توي چشمام بخووووووني

بگو آخه جرمم چيه

كه بايد اينجور بسوزم

هيچي نگم داد نزنم

لبامو رو هم بدووووووووزم

در به در غزل فروش منم كه گيتار بزنم

با هر نگاه به عكست انگار

من خودمو دار ميزنم

نفرين به عشق به عاشقي

نفرين به بخت به سر نوشت

به اون نگاه كه عشقتو

تو سرنوشت من نوشت

نفرين به من نفرين به تو

نفرين به عشق من و تو

به ساده بودن منو

به اون دل سياه تو

 

اي دل تنها چيه چشم انتظاري؟

باز يه لحظه يه دم آروم نداري

مثل زمستون تو حسرت بهاري

باز عشقت خيمه زد رو خونم

باز يادت آتيش زد به آشيونم

باز بي تو بايد تنها بمووووووووونم

بيا سكوت لبهات هنوز حرمت خونست

پرنده ي دل من هنوز بي آشيونست

بيا پر ار اميده هنوز اين دل خسته

هنوز به پاي چشمات پاي عشقت نشسته

توي آسمون دنيا هر كسي ستاره داره

چرا وقتي نوبت ماست

آسمون جايي نداره

واسه من تنهايي درده

درد هيچكسو نداشتن

هر گل پژمرده اي رو

تو كووووووير سينه كاشتن

ديگه باور كردم اينرو

كه بايد تنها بمونم

تا دم لحظه مردن شعر تنهايي بخووووووووووونم

              

خداكنه كه حسرت خوشي به قلبت بموووووونه

يه بيوفا مثل خودت

ريشه ها تو بخشكوووووونه

يكي باشه كه هر نفس آتيش به قلبت بزنه

بهت خيانت بكنه

زخم زبوووووووونت بزنه

كاشكي اونم بدونه كه خوبي بهت نيومده

اين همه خوبي آخرش

چي به سر من اوووووووووومده؟

حالا كه ميري يه نظر

پشت سرت رو هم ببين

ببين كه تنها نميشم

تنها تو باختي نازنين

همينقدم كه خواستمت

از سرتم زياديه

فكر نكني تو قلب من

يه لحظه از تو ياديه

خيال نكن به يادتم

بدوووون كه مردي تو دلم

خودت ميدوني جاي عشق

نفرتو كاشتي تو دلم

   

از عذاب رفتن تو

ميسوزم تو اوج غربت

واسه ي بودن با تو

ندارم يه لحظه فرصت

اينجا اشكه تو چشات

به كسي نشون ندادم

اگه بشكنه غرووووووورم

خم به ابروم نميارم

وقتي نيستي هر چي غصصت تو صدامه

وقتي نيستي هر چي اشكه تو چشامه

از وقتي رفتي

دارم هر ثانيه از غصه رفتنت ميسووووووووووزم

كاشكي بودي و ميديدي

كه چي آوردي به روووووزم

حالا عكست تنها يادگاره از توووووووو

خاطراتت تنها باقي مونده از تووووووو

وقتي نيستي

ياد تو هرنفس آتيش ميزنه به اين وجودم

كاش  از اول نميدونستي من عاشق تو بودم

           

اومد كه فرياد بزنه

اما ديگه نايي نداشت

خواست بمونه پيشش ولي

تو قلب اون جايي نداشت

آي دختره آي بي وفا

آي تو كه تنهام ميزاري

تو قاب عكست جاي من

عكس كيو ميخوووووووووووووووووواي بزاري؟

برو برو كه مثل تو زياده تو دنيا واسم

برو برو ولي بدون كه تا ابد جايي نداري تو دلم

زدم به سيم آخرو

گفتم ولش كن بيخيال

اووووون واسه من يار نميشه

بيخيال اين عشق محال

گفتم توي مرام ما منت كشي نيست با مرام

ميخواد بره

خب به درك

همينه كه هست ختم كلاااااااااااااااااام

 

 

 

خيال كردم يه عمر با من ميمونه

گموون كردم واسم

يه همزبوووووووونه

نگفته بود پي يه عشق ديگست

تا تحقير بشم و دل بسوزونه

نگفت به فكر فرصتي دوبارست

براي دل بريدن

فكر چارست

نگفت به فكر تحقير نگااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

شكستن غروري پاره پارست

حالا به مرگ من راضي نميشه

ميخووووووواد جون بكنم

واسش هميشه

به اوووون ظالم بگين

نفرين اين دل

تا زنده ام به راه زندگيشه

درسته كولي و بي كس و كاااااااااارم

ولي واسه خودم خدايي دارم

براي ديدن روووووووووووووز عذابت

دارم ثانيه ها رو ميشمارررررررررررررم

 

 

منم يه تقويمم پر از زمستوووووون

چله نشين دلي درب و داغوووون

سال كبيسم و شگوووووووون ندارم

از هيچكسي خاطره اي ندارم

جز يه مفر كه درب و داغووووونم كرد

بره بوودم

گرگ بيابوونم كرررررررررررررد

اما دلم تو غربت اون بيابون

از راهي كه رفته نشد پشيمووون

دل اي دل ديوووووونه

كي قدرتو ميدونه

برو فكر خودت باش

پراز گرگه زمووووووووونه

باز منتظر نشستي

آب ميشي دستي دستي

تو هم بايد مثل اون

دلش رو ميشكستي

  

امیدوارم خوشتون اومده باشه

امشب حال خووووووبی من دارم

خدا کنه شمام همینجوووووووووووووور باشی

                                       

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 13 شهریور1385ساعت 2:14 قبل از ظهر توسط مهدی |

به من نگاه كن

واسه ي يه لحظه

نگات به صدتا

آسمون مي ارزه

من از خدامه بكشم ناز تو

تا بشنوم يه لحظه آواز تو

من از خدامه پيش تو بمونم

تموم حرفاي خودم بخونم

من از خدامه بموووووونم ديوونت

سر بزارم رو شهر من نشونت

به من نگاه كن

واسه ي يه لحظه

نگات به صدتا

آسمون مي ارزه

من از خدامه بكشم ناز تو

تا بشنوم يه لحظه آواز تو

 

+ نوشته شده در یکشنبه 12 شهریور1385ساعت 5:33 بعد از ظهر توسط مهدی |

دست تو تو دست من بود

دلت اما جاي ديگه

 

تو خودت خبر نداري

اما چشمات اينو ميگه

 مدتي بود حس ميكردم كه دلت يه جا اسيره

پشت پازدي به بختت كي واست جز من ميميره؟؟؟؟؟؟؟؟

        

تو ميگي  يه وقتا گاهي پيش مياد يه اشتباهي

نه ديگه ديگه نميشه

وووووووووووووووووواسه تو نمونده راهي

ديگه ديدنم محاااااااااااااله

ديگه برگشتم خيااااااااااله

روزاي غالب همينه

دل از اون نگات بيزاره

تو ميگي  يه وقتا گاهي پيش مياد يه اشتباهي

نه ديگه ديگه نميشه

وووووووووووووووووواسه تو نمونده راهي

خدایا چی میشد هیچوقت

..................

 

 

 عشق  برا یکی مثه  من مطمئنا نتیجه نداره

                                      

 

 

تازه اگرم داشت که نباید به هر کسی دل داد

                                       

                               

                                               

 

 

 

 

به هر بی وفایی که نمیشه

+ نوشته شده در یکشنبه 12 شهریور1385ساعت 4:57 بعد از ظهر توسط مهدی |

من توي شهر قلب تو يه عمره پرسه ميزنم

توي اين هياهو پي عشق ميگردم و جون ميكنم

اما شلوغ دل تو تو كوچه و پس كوچه ها

جايي نمونده تا بشم زندوني پشت ميله هاش

اما شلوغ دل تو تو كوچه و پس كوچه ها

جايي نمونده تا بشم زندوني پشت ميله هاش

ترسم اينه دير برسم

يكي ديگه فدات بشه

به جاي من رقيب من

قربوني نگات بشه

عزيز من ناز گل من قربوني نگات منم

ببين منو ديوونه وار اسمتو فرياد ميزنم

اون دل من از عشق تو

اين  من عاشقو ببين

چيكار كنم تا تو منو قابل بدوني نازنين

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ترسم اينه دير برسم           

يكي ديگه فدات بشه

به جاي من رقيب من

قربوني نگات بشه

+ نوشته شده در شنبه 11 شهریور1385ساعت 7:26 بعد از ظهر توسط مهدی |

امروز در نظر داریم تا نگاهی گذرا به فعالیتهای چند هفتهء اخیر چندی از خوانندگان موفق پاپ ٬ بیاندازیم :

۱- فرزاد فرزین : جوان پرطرفدار موسیقی ما ٬ اینروزها در حال سر و کله زدن با عوامل پخش شدن آلبوم تعقیب (بصورت غیرمجاز) می باشد . وی که در ماههای اخیر با مصاحبه های متعدد ٬ از موسیقیدانان بدون مجوز داخلی و کارهای غیرمجاز آنها ٬ بسیار انتقاد کرده بود ٬ با پخش شدن آلبوم تعقیب بصورت غیرمجاز متوجه شد که بعضی اوقات ٬ شاید بهتر باشد انسان بر اساس شنیده های بی اساس قضاوت نکند و به افکار دیگران احترام بگذارد.

۲- محسن چاوشی : پرسر و صداترین خواننده سالهای اخیر کشور٬ مدتی است به سکوتی بسیار ناراحت کننده فرو رفته است که از عوامل اصلی آن میتوان به موفق نبودن وی در کسب مجوز از وزارت ارشاد اشاره کرد. امید است این جوان دوست داشتنی موسیقی بتواند بار دیگر صدای زیبایش را در دل هوادارانش طنین انداز کند.

۳- بنیامین بهادری : اینروزها عکسهای بنیامین٬ در بیلبوردهای شهر تهران نظر هر رهگذری را به خود جلب می کند. این خواننده موفق اینروزها در حال استراحت بوده و گویا فعلا قصد استارت آلبوم دوم خود را ندارد.

۴- محسن یگانه : این روزها نام محسن یگانه برای دوستداران موسیقی بسیار آشناست و ترانه های وی یادآور خاطرات بسیاری برای مخاطبان است. ولی این جوان کم سن و سال اهل گنبد ٬ شاید با ورود به عرصه موسیقی حرفه ای ٬ هنوز نتوانسته با اصول رفتار حرفه ای در این عرصه خود را مطابقت دهد. امیدواریم مشکلات این جوان دوست داشتنی بزودی حل شود.

۵- علی اصحابی : شاید اکثر منتقدان موسیقی منتظرند تا آلبومی که از آن به عنوان پدیده فصل تابستان در عرصه موسیقی نام برده میشود٬ وارد بازار شود. این آلبوم که "لاف عاشقی" نام دارد حرفهای زیادی برای گفتن خواهد داشت. گفتنی است علی اینروزها فیلمبرداری کلیپ جدید "اگه عشق منی..." را به پایان برده است و در مرحله تدوین است. منتظر این آلبوم خواهیم بود.

۶- حسین استیری : ورود به عرصه مادلینگ و فاشیون شاید اینروزها وی را به طرز عجیبی از عرصه موسیقی دور کرده است. وی آنقدر در حرفه جدیدش غرق شده است که اینروزها به فکر استارت آلبوم سوم خود هم نمی افتد.

۷- علیرضا فرد : پس از دو آلبوم قبلی علیرضا فرد که موفقیت نسبی هم در پی داشت٬ اینروزها وی در حال کار بر روی آلبوم سوم خود با نام "اون که رفته" میباشد که گفته میشود در آن سبکی جدید از موسیقی کلاسیک به کار رفته است. در یکی از ترانه های این آلبوم که به خوانده لس آنجلسی "ش.ع" تقدیم شده است٬ درخشش علیرضا فرد قابل ملاحظه است.

۸- شهاب بخارائی : اینروزها بی سر و صدا در حال جمع آوری آلبوم جدید خود بوده و قصد دارد تا بازار داغ است این آلبوم را وارد بازار کند. گفتنی است وی به تازگی کلیپهای دیگری از آلبوم "منو بشناس" را نیز وارد بازار کرده است که از شبکه های موسیقی پخش می شود.

۹- پارسا چیلیک : درخشش چند ماه اخیر وی ٬ شاید دلیل اصلی توقع بالای طرفدارن وی باشد. وی که با ورود به عرصه موسیقی به عنوان تنها رقیب حامد هاکان در نزدیکی صدا با او بوده است اینروزها با اعتماد به نفس بیشتری در حال کار بر روی آلبوم جدیدش با نام "خط مرگ" میباشد. از ما نشنیده بگیرید ولی شنیده ها حاکی از آن است که در این آلبوم از بزرگترین آهنگسازان و تنظیم کنندگان داخل و خارج کشور از قبیل الیاس شیرزاد ٬ دی جی علیگیتور ٬ علی اصحابی ٬ محسن چاوشی ٬ و احسان غیبی استفاده شده است. وی بزودی به جرگه مدلهای لباس خواهد پیوست.

۱۰- احسان غیبی : شاید غیر قابل باورترین خبر چند ماهه اخیر موسیقی ایران٬ که از آن به عنوان بمب خبری موسیقی نیز نام برده میشود٬ خبر قرارداد میلیونی یکی از بزرگترین شرکتهای لوازم خانگی TOYOTA با یکی از جوانان موسیقی پاپ باشد.این شرکت به تازگی فناوری جدید کولرهای گازی را وارد بازار ایران کرده است. احسان غیبی اینروزها سخت مشغول مراحل اولیه ساخت آلبوم خود می باشد که گفته میشود در این آلبوم از بزرگترین آهنگسازان و تنظیم کنندگان موسیقی در ایران استفاده خواهد شد. شاید ماه آینده ٬ ماه او باشد.

 منتظر خبرهای بعدی ما باشید.

خوانندگان عزیز می توانند جدیدترین اخبار خود را از طریق Email به دست ما برسانند

 

+ نوشته شده در شنبه 11 شهریور1385ساعت 7:20 بعد از ظهر توسط مهدی |

از عشق تو آواره ي  هر كوي و خيابون

مجنون شدم و زدم به هر دشت و بيابون

تنها با تو سازم و با اين دو چشم گريون

خدا جوووووووووووووووووووووووووووون

ميبينم كه همه ناز ميكنن با عاشقاشون

مثه گربه ميچرخند و ميپيچن تو پاهاشون

يا كه اشك ميريزن زار ميزنن تو بغلاشون

شايد ناز بخوان دست بكشن روي موهاشون

شايد ناز بخوان دست بكشن روي موهاشون

اي خدا اي خدا چرا موندم از تو جدا

تو كجايي و من كجا

تو خدا من كجا

اي خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

من چي هستم؟هر چي هستم

بدون عاشق عشق تو هستم

از تو هستم

بت پرستم

يا كه مستم

دل به عشق روي تو بستم

تو رفيقي

تو عزيزي

بپرس چرا اشك ميريزي؟

بپرس كه از كي ميگريزي؟

بپرس كه دنبال چه چيزي؟

جز خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

            از عشق تو آواره ي  هر كوي و خيابون

مجنون شدم و زدم به هر دشت و بيابون          

تنها با تو سازم و با اين دو چشم گريون

خدا جوووووووووووووووووووووووووووون 

ميبينم كه همه ناز ميكنن با عاشقاشون

مثه گربه ميچرخند و ميپيچن تو پاهاشون

يا كه اشك ميريزن زار ميزنن تو بغلاشون

شايد ناز بخوان دست بكشن روي موهاشون     

اي خدا اي خدا چرا موندم از تو جدا

تو كجايي و من كجا

تو خدا من كجا

اي خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

من چي هستم؟هر چي هستم

بدون عاشق عشق تو هستم

از تو هستم

بت پرستم

يا كه مستم

دل به عشق روي تو بستم

تو رفيقي

تو عزيزي

بپرس چرا اشك ميريزي؟

بپرس كه از كي ميگريزي؟

            بپرس كه دنبال چه چيزي؟

جز خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا    

 

 

+ نوشته شده در جمعه 10 شهریور1385ساعت 3:32 بعد از ظهر توسط مهدی |

دوباره دل هواي با تو بودن كرده

نگواين  دل دوري عشقتو باور كذده

دل من خسته از اين دست به دعا ها بردن

همه آرزوها با رفتن تو مردن

حالا من يه آرزو دارم تو سينه

كه دو باره چشم من تو رو ببينه

حالا من يه آرزو دارم تو سينه

كه دو باره چشم من تو رو ببينه

واسه پيدا كردنت تن به دل صحرا ميدم

آخه تو رنگ چشات هيبت دنيا رو ديدم

توي هفت تا آسمون

تو تك ستاره مني

به خدا ناز دو چشماتو

به دنيا نميددددددددددددددددددددددددددم

            حالا من يه آرزو دارم تو سينه

كه دو باره چشم من تو رو ببينه     

   

شايد اين عكس به ظاهر شوخي بووووووود

اما

....

 

 

+ نوشته شده در جمعه 10 شهریور1385ساعت 3:27 بعد از ظهر توسط مهدی |

گل پر پرسوده تو باد زمستون

ريشه كرده توي سرزمين بيرون

پره از گرد وغبار ساقه و برگش

سهم اون از آسمون برف و تگرگش

اي اسير سايه هاي سردوتاريك

ميرسه ناله شب از دور ونزديك

آبيه روياتو به سياهي نفروش

من نميزارم بشي اونجا فراموش

 گل پر پرسوده تو باد زمستون

ريشه كرده توي سرزمين بيرون

پره از گرد وغبار ساقه و برگش

سهم اون از آسمون برف و تگرگش

اي اسير سايه هاي سردوتاريك

ميرسه ناله شب از دور ونزديك

 

آبيه روياتو به سياهي نفروش

من نميزارم بشي اونجا فراموش

آه اي گل تشنه من به آسمون رسيدم

من نقش خدارو روي ديوارا كشيدم

تا ريشه تو اسير طوفان و تگرگه

خون دل من با رنگ برگ تو يه رنگه

آره من نميزارم اونجا بشي فراموش هر چند كه ميدونم آخرش يه روز

....

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 9 شهریور1385ساعت 7:5 بعد از ظهر توسط مهدی |

اینم یه شعر مثلا مرد سالارانه که چند سال پیش سندی خوندش

باز از سر کار اومديم خونه خسته هر چي کار کرديم ديگه بسه
زن سفره غذا چرا پهن نيست
چرا نهار ما آماده نيست
پس چايي چي شد؟
صدامونو مي خواي در بياري
کي ياد مي گيري غذاپختن؟
ببين زناي مردم چه مي کنن؟
تلفن زنگ زد دوباره تو بشين
زن گوشي بر نمي داره
ها اين کيه هر روز زنگ مي زنه؟
بگو با تو کار داره
نري با تلفن حرف بزني
بابا نه نه تو دعوت نکني
زن که حق تصميم نداره
ما مي گيم با کي رفت و آمد کنه....

آي ليلي ليلي ليلي ليلي آره زن خونه داري
آي ليلي ليلي ليلي ليلي آره زن زن بچه داري
آي ليلي ليلي ليلي ليلي آره زن شوهر داري
اينه مرد سالاري

بلند شو زن
جواد آقا مي ياد با بچه هاش
با دوتا زناش جمع و جور کن
بذار بپز کار ندارم
تازه زاييدي؟ جون داري ؟ کمک داري يا نداري ؟
نه کور خوندي!
ما که دست به يه بشقاب نمي زنينيم.
مگه نمي دوني ما تنبليم؟
اگه حرف زيادي بزني بهت مي گم هري برو خونه بابات
اونجا بمون تا موهات مثل دندونات سفيد شه
واي اين ديگه چيه پوشيدي؟
ما مي گيم زن چي بپوشه!
بدون تصميم ما حتي حق نداره رنگ کنه موهاشه!

آي ليلي ليلي ليلي ليلي آره زن خونه داري
آي ليلي ليلي ليلي ليلي آره زن زن بچه داري
آي ليلي ليلي ليلي ليلي آره زن شوهر داري
آي ليلي ليلي ليلي ليلي اينه مرد سالاري

چارتا زن مال مرداست
بچه ها مال مرداست
حق زن مال مرداست
قانون هم مال مرداست
زن بچه داري
زن خونه داري
زن شوهر داري
به اين مي گن مرد سالاري

آي زن بيا کفشامو واکس بزن لباساموم اتو بزن
مردي گفتيم زني گفتيم هر چي تو خونه اونه که ما گفيتيم
مسافرت مي خواي بري هي هي؟
بدون ما مگه ميشه؟
ما مي گيم کجا بايد رفت اينه که هست
مي خواي بمون مي خواي نمون
اگه رفتي سر کار اگه پول درآوردي مي دوني که
تمام حقوقت مال ماست جمع و جور خونه مال شماست!

آي ليلي ليلي ليلي ليلي آره زن خونه داري
آي ليلي ليلي ليلي ليلي آره زن زن بچه داري
آي ليلي ليلي ليلي ليلي آره زن شوهر داري
آي ليلي ليلي ليلي ليلي اينه مرد سالاري
آي ليلي ليلي ليلي ليلي ......

من خودمم ربط این مطلب با عکسو نفهمیدم

+ نوشته شده در سه شنبه 7 شهریور1385ساعت 2:20 قبل از ظهر توسط مهدی |

همه ما میدوووووووووووووووووووووووووووووووووووووونیم محسن یگانه خواننده و گیتاریست با استعدادیه و الان جووووووووووووون اول پاپ داخل ایرونه

اما اون با کارای اخیرررررررررررررررررررررررررش داره به ارزش خووووووودش لطمه میزنه

منظورمون همین کاستی است که با شایعه همکاری شادمهر عقیلی میخوان  فروششو تضمین کنن

چه بهتره که این جوون با استعداد جای صرف وقت برا شایعه سازی روی کاستش کااااااااار میکرد

                                               

به امید روزای بهتر برا محسن یگانه عزیزززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززز

در ضمن اینجا خوب دیدم عکس شادمهر  با خانوم مهستی رو بزنم تا محسن عزیز حداقل بفهمه اگه خالی بندی کنه مورد کوچیکتریو انتخاب کنه

                                             جووون اول ایرونو عشقه

+ نوشته شده در سه شنبه 17 مرداد1385ساعت 7:45 بعد از ظهر توسط مهدی |

 من من من من من من من من من

من پسري هستم كه با همه پسراي  دنيا فرق دارم من قصد تعريف ندارم چووون بر اين باورم تعريف از خود در وجودم نيست .

فقط اينارو ميگم كه بيشتر منو بشناسين :

در

زندگي من بر عكس همه پسراي ايرونيه (مگر به ندرت) موجودي  به نام دختر وجود يا بهتر بگم موجوديت نداره من به شخصه از دختراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خوشم نمياد

(وبرااااااااااااااااااااااااااااااااااااامهم نيس اوننا در مورد من چي  فكر ميكنن ) اصولا به وجود خود افتخار ميكنم  (و نيز به جنسيتم)

آره من به خووووووووووووووووووووووود ميبالم

آره من پسرم 

برتر هم هستم از همه دختران دنيا 

اينم گفتم كه منظورمو بگيرين و گرنه به نظر من مقايسه يه پسر با دختر گناه است

ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا برتريم .

منتظر باشيد .

 

+ نوشته شده در دوشنبه 16 مرداد1385ساعت 2:33 بعد از ظهر توسط مهدی |

سلام بچه ها

اول از همه بايد تشكر كنم ازحضور سبزتون .   اما چون ديدم اينگوووونه مطالب طرفدار خاص خودشو داره و از طرفي حرف دلم خودم بووود ميخوام اين نوع مطالبو ادامه بدم

اول از همه يه سوال  دارم خداييش خود شما كدوم شخصيت رو (چه علمي – چه ورزشي – چه ... ) ميشناسين كه از جنس دخترا بوووده باشن؟

(هست اما انگشت شمار)

در جهان امروز همه جا دارن ميگن برابري مرد وزن و برابري تمام حقوق آنها و يه مشت از اين همه ارا جيف .

اما قبل از پرداختن به اين موضوع بايد به يه موضوع مهم ديگر توجه كنيم

يه مثال ملموس ورزشي ميزنيم :

الآن تيم پرسپوليس تيم اول اين كشوره و مثلا ما هم به برابر بودن حقوق همه با هم اعتقاد داريم اما ميتونيم  بگيم  بايد بودجه در نظر گرفته شده برا اين تيم بايد با بودجه در نظرگرفته شده برا تيم شهيد قندي يزد به طور مثال بايد برابر باشه؟

خب معلومه كه اينو نميتونيم بگيم .

چطور ما اين مثال و واقعيت وجوديشو قبول داريم  اما ميگيم در مورد آدما مصداق نداره؟

همه ما ميدونيم كه مردان با هر سني  از زن و زنان برترند (در همه زمينه ها). و ما اين حرفو قبول داريم و اعتقاد ماست .

من به عنوان يه پسر ايروني كه نيازي در خود نميبينه برا دخترا چاپلوسي كنه به اين اعتقاد دارم پايين ترين ضريب هوشي پسران از بالاترين ضريب هوشي دختران برتره .

اينو ميگم  و با تمام وجووود به درستيش اعتقاد دارم :

مرد رو مجبور كردن و به نا حق توي گوشش خوندن كه يه زن كامل كننده اونه .

اما من اينجا اينو ميگم و با تمام وجود از خداي خودم ميخوام كه اگر واقعا كامل كننده من يه زن ميخواد باشه  جون منو همين الان بگيره تا هيچوقت به اين شكل ننگ گونه كامل نشم .

من خودم ميدونم شايد توي نظرات اين پست چه نظراتي بياد اما ...

اما به خدا برا يه مرد ايروني ننگ كه يه زن بخواد وجودشو كامل كنه .

به نظر من دختران خود اونقده ناقص هستند   كه خود احتياج به يك كامل كننده داشته باشن چه برسه به اينكه  بخوان نقش يه كامل كننده رو ايفا كنند.

من اعتقادم اينه جايي كه يه مرد  هست هيچ زني حق اظهار نظر نداره  (اظهار وجود).

نميدونم تا چه حد تونستم حق مطلبو ادا كنم اما .....

بازم منتظر باشيد.

 

قانون  ۱ :  زن مثه آتیشه   پس دووووووووووووووووووووووری  کن

+ نوشته شده در دوشنبه 16 مرداد1385ساعت 9:33 قبل از ظهر توسط مهدی |